تبليغاتX
دوستی با دوستان

دوستی با دوستان

BUSHEHR-HELL-BOYS

 
 
About Me

سلام این وبلاگ صرفاً جهت تفریح دوستان ما می باشد .از دوستان مراجعه کننده با گل و متن های زیبا که می پسندید پذیرای می شود

My Blog
My Archive
My Categories

Daily Links
Friends Link
Template By

www.TakTemp.Com
عسل ح - نازنين
 
 
جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387
تخم مرغ

 

دخترها

توی ماهیتابه روغن میریزن ؛
اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میكنن ؛
تخم مرغها رو میشكنن و همراه نمك توی ماهیتابه میریزن ؛
چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میكنن .

پسرها

توی كابینت های بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن ؛
توی كابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بالاخره پیداش میكنن ؛
ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن ؛
توی ماهیتابه روغن میریزن ؛
توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن ؛
یه دونه تخم مرغ پیدا میكنن ؛
چند تا فحش میدن ؛
دنبال كبریت میگردن ؛
با فندك اجاق گاز رو روشن میكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر میداره ؛
ماهیتابه رو میشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی میداد)!!؟

ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن ؛
تخم مرغی كه از روی كابینت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك میكنن ؛
چند تا فحش میدن و لباس میپوشن ؛
میرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن ؛
تلویزیون رو روشن میكنن و صداش رو بلند میكنن ؛
روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن ؛
تخم مرغ ها رو میشكنن و توی ماهیتابه میریزن ؛
دنبال نمكدون میگردن ؛
نمكدون خالی رو پیدا میكنن و چند تا فحش میدن ؛
دنبال كیسه ی نمك میگردن و بالاخره پیداش میكنن ؛
نمكدون رو پر از نمك میكنن ؛
صدای گزارش گر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزیون ؛
نمكدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن ؛
بوی سوختگی رو استشمام میكنن و میدون توی آشپزخونه ؛
چند تا فحش میدن و تخم مرغ های سوخته رو توی سطل میریزن ؛
توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن ؛
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم میزنن ؛
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون ؛
سریع برمیگردن توی آشپزخونه ؛
تخم مرغ هایی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن ؛
ماهیتابه رو میندازن توی سینك ؛
دنبال ظرفهای مسی میگردن ؛
قابلمه ی مس ای رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن ؛
چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن ؛
یاد نمك میفتن و میرن نمكدون رو از كنار تلویزیون برمیدارن ؛
چند ثانیه فوتبال تماشا میكنن ؛
یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه ؛
روی باقیمانده ی تخم مرغ ای كه كف آشپزخونه پهن شده بود لیز میخورن ؛
چند تا فحش میدن و بلند میشن ؛
نمكدون شكسته رو توی سطل میندازن ؛
قابلمه رو برمیدارن و بلافاصله ولش میكنن ؛
چند تا فحش میدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زیر آب میگیرن ؛
با یه پارچه ی تنظیف قابلمه رو برمیدارن ؛
پارچه رو كه توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش میكنن ؛
نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخورن و چند تا فحش

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 12:15  توسط محمدطاهروحسن  |   
 
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387
روزگار

 

حال نمی دانم خانه های این جدول را با چه کلماتی پر کنم


با عشق .محبت دوستی .. نفرت یا کینه؟


واقعا انسان کیست؟


مگر جز این است که شنبه به دنیا می آید


یکشنبه پا به عرصه می گذارد


دوشنبه لبخند می زند


سه شنبه عاشق می شود؟


چهار شنبه دیوانه عشق می گردد


پنج شنبه ازدواج می کند


و سرانجام جمعه می میرد .


آری دوستان زندگی آینه شکسته ای است به نام دل


بزرگ دردی است به نام غم


مروارید غلطانی است به نام اشک


و فریاد بلندی است به نام آه


منم و خلوت شبهای بیقرار


آرامشی دهد به دلم نغمه های تار


تازنده ام بدان که نیازم به خواب نیست


چون بعد از مردنم همه خواب است و انتظار

********************************

یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم

گرکه در خویش شکستیم صدایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست

گرشکستیم من و مایی نکنیم

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم

وقت پرپر شدنش سازو نوای نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

 طلب عشق زهر بی سرپایی نکنیم

+ نوشته شده در  ساعت 13:38  توسط محمدطاهروحسن  |   
 
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
فصل گرما با ...

عید پیش پیش  مبارک

عید  و چهارشنبه سوری  نزدیک می شود

 

 

 

 

 عید خود را با فالوده وبستنی آغاز کنید

انشالله سالی خوب و متفاوت از سالهای قبل برای شما و خانواده محترمتان باشد

 

+ نوشته شده در  ساعت 20:16  توسط محمدطاهروحسن  |   
 
یکشنبه پنجم اسفند 1386
دیگه از نباید نوشت

میگه تا شقایق هست زندگی باید کرد

من س.حسن.ط از این زندگی خسته شدم اون  از دوستام مهدی و رحیم اینم از زن عموم دیگه حالم خیلی بده فشار که روم خیلی زیاده ولی هرچی خودمو خالی میکنم باز پرم از غم بابا اگه این زندگی این همه کثیفه پس مرگ بیاد مارو بشوره بره که دیگه مرگ کسی رو نبینم  

نکته ۲ من اردیبهشت میرم خدمت پس تا اردیبهشت من با طاهر آپ میکنیم که این چند وقته خاله پسر بیشتر آپ کرده

ما هم الکی اسم ما تو وب بوده هر کی از ما بدی دیده که دیده پس مار اگه خواست حلال کنه اگه نخواست بزنه به حساب که حسابه ما پیش خدا پر ولی عزرایل هنوز نفرستاده سراغه من  پس عزیزان همه با هم مهربان باشیم دله کسی رو نشکنیم که فردا که فردا شاید نباشه بین ما

+ نوشته شده در  ساعت 0:16  توسط محمدطاهروحسن  |   
 
جمعه دوازدهم بهمن 1386
كاشكي

کاشکي مانيتورت بودم هميشه رخ به رخت بودم

کاشکي که کيبوردت بودم هميشه زيرانگشتات بودم

 کاشکي که هدفونت بودم هميشه در گوشت بودم

کاشکي که موست بودم هميشه تو مشتت بودم

کاشکي پسووردت بودم هميشه توي فکرت بودم

نازم به ناز آن کس که ننازد به ناز خويش ، ما را به ناز فروشان نياز نيست تا خدا بنده نواز است به بنده چه نياز است

شايد كسي را كه با تو خنديده فراموش كني اما كسي را كه با تو اشك ريخته هرگز

راز عشق در این است که باور ها آرمان ها و اهدفتان را با یکدیگر در میان بگذارید

+ نوشته شده در  ساعت 22:0  توسط محمدطاهروحسن  |   
 
دوشنبه یکم بهمن 1386
تسلیت به دوست عزیزم طاهر

سلام طاهر جان تسلیت میگویم به شما به خاطر از دست دادن پسر عمه نو جوان خود ما را در غم خود شریک بدانید

عبدالرحیم وحید فر در سن ۱۸ سالگی دار فانی را وداع گفت (هم باشگاهی سابق خود من در تیم عقاب خورموج)

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

دست تو
چه قدر تاخير دارد
وقتي كه چاي گرم مي شود
و تو
چاي سرد را تعارف مي كني
دو سه ماه ديگر اين اطلسي
كه تو كاشته اي
گل مي دهد
من به ساعت نگاه مي كنم
تو مي ميري
شمع روشن را به اتاق آوردند
اطلسي گل داده است
قطار در سپيده دم

كنار اطلسي منتظر تو
در باد ايستاده است
گل اطلسي بر سينه تو بود
وقتي تو را
براي دفن مي بردند
هنگام كه تو مرده بودي
آدم به گل خفته بود
هنگام كه تو مرده بودي
ياران به عشق و عطر
مانده بودند
همه ي ما را دعوت كردند
تا در آن عكس يادگاري باشيم
عكاس سراغ تو را گرفت
من بودم
تو نبودي
تو مرده بودي
عكاس از همه ي ما بدون تو
عكس يادگاري گرفت
عكس را چاپ كردند
آوردند
در همه ي عكس فقط يك شاخه اطلسي
و دو دست
از جواني تو
در شهرستان
ديده مي شد
ما همه در عكس سياه بوديم

yl

 

+ نوشته شده در  ساعت 14:9  توسط محمدطاهروحسن  |   
 
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386
عشق ابدي است...

اگر کسي را دوست داري که تو را دوست ندارد، سعي نکن از او متنفر شوي، بلکه سعي کن او را فراموش کني

 اگر باد بودم می وزيدم، اگر ابر بودم می باريدم، اگر مهر بودم می تابيدم، اگر خدا بودم می آفريدم تا بدانی دوستت دارم

عشق ابدي است و اگر نباشد عشق نيست .

بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما فرصت نظاره رفتن تو را نخواهم داشت

ای کاش همچو شبنمی از چشمان زیبایت بر صورت پر رازت جاری می شدم و آن را بوسه باران می کردم

عاشق آن کسی باش که به دو طرفه بودن عشق اصرار دارد.

تنها بنايي که اگر بلرزد ، محکمتر مي شود ، دل است

 

دنيا را بد ساخته اند

کسي را که دوست داري ، تو را دوست نمي دارد

کسي که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمي داري

اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد

به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند

و اين رنج است

+ نوشته شده در  ساعت 19:0  توسط محمدطاهروحسن  |   
 
شنبه پانزدهم دی 1386
سلام ما امروز سیاه پوشیم

سلام  به  همگی ما  دو دوست  امروز در غم  از دست دادن  دوست و همکارمان غمگینیم پست امروز ما درباره اوست 

yl

دوست ما  مهدی  عاشوری در سن ۲۹ سالگی  دار فانی را ودا گفت

او هنگامی که از  بندر عباس به طرف بوشهر راهی می شود تا به خانه خود برسد  به  علت صانحه رانندگی دار  فانی را ودا گفت روحش شاد  

 

+ نوشته شده در  ساعت 12:18  توسط محمدطاهروحسن  |   
 
شنبه بیست و چهارم آذر 1386
بگریم یا بخندم

اگر بگریم گویند که عاشق است

اگر بخندم گویند که دیوانه است

پس می گریم و می خندم

که بگویند یک عاشق دیوانه است

آنكه هر روز هوس سوختن ما مي كرد

كاش امروز بود تماشا مي كرد!

گفتی ستاره موندنیست دیدی ستاره هم شکست؟!

عهدی میون ما نبود عهد نبسته هم گسست . . .

وقتي كه بارون مياد هر چند تا قطره كه تونستي بگيري منو دوست داري و هر چند تا كه نتونستي بگيري من تو رو دوست دارم!

تو زندگيت دنبال كسي نباش كه بتوني باهاش زندگي كني... دنبال كسي باش كه بدون اون نتوني زندگي كني!

روزي تو را محاکمه مي کنند

به حبس ابد محکوم ميشوي

جرمت مشخص نيست شواهد زيادي هم از جنايت وجود ندارد

فقط اثر انگشتت را روي قلبي يافته اند

افسوس که عشق جاودانه نیست.عشق گل سرخیست که طاقت طوفان را ندارد. عشق یک خاطره سبز است که از آمدن پاییز میترسد

سکوتم را به باران هدیه کردم , تمام زندگی را گریه کردم , نبودی در فراق شانه هایت ، به هر خاکی رسیدم تکیه کردم

+ نوشته شده در  ساعت 16:50  توسط محمدطاهروحسن  |   
 
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
دوست

            

دوست داشتن کسي که سزاوار دوستی نيست، اسراف در محبت است

                 

اگر کسي را دوست داري که تو را دوست ندارد، سعي نکن از او متنفر شوي، بلکه سعي کن او را فراموش کني

                 

اگر باد بودم می وزيدم، اگر ابر بودم می باريدم، اگر مهر بودم می تابيدم، اگر خدا بودم می آفريدم تا بدانی دوستت دارم

                

اگر بهترين دوست نيستی اقلا بهترين دشمنم باش . اگه غمخوارم نيستی اقلا بزرگترين غمم باش . هرچه هستی هميشه بهترين باش جون بهترينها هميشه در ياد خواهند ماند . پس در بدترين خاطراتم بهترين باش

               

دنيا را بد ساخته اند

کسي را که دوست داري ، تو را دوست نمي دارد

کسي که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمي داري

اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد

به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند

و اين رنج است

                    

دوسِت داشتم ولي هرگز نگفتم نگفتــم تـا ز چشــــم تـو نيفتـم نگفـتـم تــا نــدوني عاشـــقم مــن نـدوني بعــدِ تــو از پـا مي افتـم خيــال کـردم اگـــه روزي بـــدوني مي ري شعر جدايي رو مي خـوني مي ري تنها ميشم با بغض و گـريه تــوي شهــــر و ديـــار بي نشــوني

                     

آن كس را كه دوست داريد آزاد بگذاريد اگر متعلق به تو باشد به پيش تو باز مي گردد و گرنه از اول هم براي تو نبوده است

                     

اگه کسی رو دوست داشتی امتحانش کن که اگه دوستت داشته باشه امتحانت ميکنه

                     

+ نوشته شده در  ساعت 21:59  توسط محمدطاهروحسن  |