تبليغاتX
دوستی با دوستان
دوستی با دوستان

BUSHEHR-HELL-BOYS

سلام نظریادتون نره 

 

اي كاش مي شد واژه تنهايي را از صفحه زندگي پاك كرد و اين بت سنگي را درهم شكست تا هيچ كس در دنيا و زندگي احساس تنهايي نكند.

و اي كاش بداني كه بعد ار رفتنت چشم خود را فانوس راه تو كردم ، تو رفتي و من بعد ار رفتنت همچنان شمعي سوزان به گوشه اي تنها در وادي انتظار تو قطره قطره سوختم و زندگي ام را به تو هديه كردم و اي كاش بداني و بياد آوري كه اكنون چگونه بي تو خاموشم !!

==========================================================

سلام

ترسم از اين است كه گرماي سلامم را برروي كاغذ سفيد و بي روح حس نكني مي گويم دوستت دارم ديووانه وار مي پرستم تو را ترسم از اين است كه حرفم را باور نداشته باشي.اي نسيم شمال،اي خيال محال،صدايي كه در سحر گوشهايم را نوازش مي دهد فقط صداي توست.

اميدوارم نكته نسنجيده ننوشته باشم اما نسنجيده ها را به طبع نازكت ببخشا.

مدتهاست حرفي روي دلم سنگيني مي كند اما جرات بيانش را نداشتم ولي امروز اين حرفم را به يك عمر نداشته ترجيح مي دهم و مي گويم كه عاشقانه و ديووانه وار مي پرستمت اي خورشيد زندگيم سايه از من بر مدار تا زير اشعه هاي سوزان آن بسوزم.

خواهم بداني ديوانه اي از عشق تو به اشك ريختن اكتفا مي كند.

 دوست داشتم حداقل عشق شاه رگ مرا بزند که دیگر غصه ای نمیدیدم!؟؟؟؟؟!

دوستت دارم اين را به تكرار مي گويم بدون هيچ ترس و ترديدي نه در قالب يك قهرمان داستان تو را به خاطر خودت دوست دارم.دوست دارم براي هميشه در كنار تو زندگي كنم.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 16:59 توسط محمدطاهروحسن| |

ابرای پاییزییه دلگیر من....جوونترای چهره ی پیر من...چشمای من بی خبرای ساده...منتظرای دل به جاده داده...مردمکاتون به کجا زل زدن...باز مژه هاتون به کجا پل زدن...کاشکی بدونید که دارم هنوزم...از اشتباه قبلیتون میسوزم....با اینکه هیچکس نیومد پیش من...شب زده ها چشمای درویش من....تنها نبودم حتی یک دقیقه....با تنهاییم که بهترین رفیقه

سلام اینم فقط بخاطر شما

پخش از وباس اس

سلام من این مطلب رو بخاطر کسی گذاشتم که هیچ وقت نخواست به زیر پاهاش رو هم نگاه کند حتی یه نظر خوشکوخالی

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 16:47 توسط محمدطاهروحسن| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ