تبليغاتX
دوستی با دوستان
دوستی با دوستان

BUSHEHR-HELL-BOYS

                        

         

 

                

دلم از اينهمه گرفتاري ، اينهمه خونخواري و تبهكاري ، گرفته بود.

رفتم سراغ دوستم.. گفتم:بيا بخاطر يك لحظه فراموشي ، پيمانه اي چند مي بزنيم.

بزير درخت رزي كه تنها درخت خانه ي ما بود پناه برديم.

هنوز اولين پيمانه ي شراب را سر نكشيده بوديم كه يك قطره آب از شكستگي يك شاخه ي

سر شكسته ، بدامنم فرو غلطيد..

با تعجب از دوستم پرسيدم : اين قطره چه بود؟ از كجا باريد؟ در آسمانها كه از ابر خبري نيست..

دوستم پاسخي داد ، كه روحم را تكان داد ،

گفت:درخت رز است كه گريه ميكند!ميخواد به ما بفهماند !

كه بي انصافها لااقل خون مرا جلوي چشم من نخوريد!...

 

 

 

 

==========================================

   افسانه ی من.......                                 

                            BUSHEHR-HELL-BOYS          

 

گفتم كه بيا كنون كه من مستم ، مست!

اي دختر شوريده دل مست پرست ؛

 گفتا كه تو ، باده خوردی و مست شدي

من مست بدون باده ميخواهم ، پست !

**********

يك شاخه ي خشك ،زاروغمناك شكست

آهسته فرو فتادو بر خاك نشست......

آن شاخه ي خشك عشق من بود كه مرد..

وان خاك دلم... كه طرفي از عشق نبست!

**********

جزء مسخره نيست ، عشق تابوده و هست

با مسخره گي ، جهاني انداخته دست....

ايكاش كه در دل طبيعت ميمرد.......

اين طفل حرامزاده ،از روزالست !

**********

صدبار شدم عاشق و مردم صدبار !

تابوت خودم بگور بردم صدبار !

من غره از اينكه صد نفر گول زدم

دل غافل از آنكه ، گول خوردم صد بار

**********

افسوس كه گشت زيرو رو خانه ي من

مرگ آمد و پر گشود در لانه ي من

من مردم و زنده است افسانه ي عشق :

تا زنده نگاهدارد افسانه ي من........

**********

افسانه ي من ، تو بودي اي ((افسانه))

جان از كف من ربودي ، اي افسانه

صد بار شكار رفتم ، دل خونين.....

نشناختمت چه هستي ؛ اي ((افسانه)) !

=========================================

باران

ببار اي نم نم باران زمين خشك را تر كن

سرود زندگي سر كن دلم تنگه..دلم تنگه...

بخواب ، اي دختر نازم بروي سينه بازم

كه همچون سينه ي سازم همش سنگه..همش سنگه...

نشسته برف بر مويم.... شكسته صفحه ي رويم

خدايا ! با چه كس گويم كه سر تا پاي اين دنيا

همش ننگه...همش رنگه...

 

نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 12:29 توسط محمدطاهروحسن| |

اول مطالب ما چند قسمت دارد 

۱چرا فرهنگ ما بمب باران میشود

۲زیر این بمب باران چه کسانی نفع میکنند

۳دلایل ساختن این گونه فیلمها

اول یه مقدمه کوتاه میگم من برای این اسم وبلاگمو دوستی با دوستان گذاشتم چون فرق نمیکه ما سیاه باشیم یا سفید فرق نمیکنه مسلمانیم یا مسیحی یا کلیمی شیعه یا سونی اتش پرست لامذهب دارای مذهب کرد لر ترک بلوچ جنوبی شمالی غربی شرقی یا از مرکز ایران یا یا لبه مرز ما همه ایرانی هستیم

با ساختن  فیلم یعنی ۳۰۰ خنجری بر قلب مردم ایران زدند و اینو بدوند مردم ایران اگر از انها تنفر نداشتدن حالا کینه انها را بدل گرفته ایم وبه دانند و اگاه باشند که مانی که سوار کاران ایرانی بر اسب سوار و با تیر قلب انها را نشا میگرفتند از یاد نبردند انان که از خود تاریخ ندارند با دست برد به تاریخ کشورهای کهن سعی در وارنه جلو دادن حقیقت میکنند کشوری که ۴۰۰سال به قدمتش نمیرسه چگونه میخواد بگه ما تمدن داریم با از بین بردن تمدنهای دیگر

تمدن انها جنگ در عراق و زندان گوانتانمو است تمدن انها صدام حسین شارون بن لادن زندان ابوقریب و هیروشیما است من به سیاست کار ندارم ولی این کارو دولتی میدانم تا یک کاری که یک هنرمند ساخته باشد  وادامه مطالب بر گرفته شده از وبلاگهای دیگر و سایتهای می باشد من از این تعسف میخورم که دوستانی این فیلمها رو واقعی میدانند  چهرهای ما را مثل جوزامها کشیده اند

كورش

*********************************************************************


:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 1:8 توسط محمدطاهروحسن| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ